دروغ و زندگی فیک تا کجا؟ بورس ٢۴ - پویا دبیری مهر - برند چیست. یک مایع ظرفشویی درجه سه یا آبنباتی که از خورده شکلات ها درست شده و سرطان زاست؛ یا فروشگاه فرش فروشی که به آنچه می گویند، هیچ اعتقادی ندارند؟ سوال این است، که...

بورس 24 - پویا دبیری مهر: یزدی ها می دانند چه می گویم. یا آنهایی که در میدان امیر چخماق یزد حضور داشته اند. 

این بنای زیبا از روبرو خیلی زیباست. به خصوص در شب که نور پردازی و بزک خوبی هم می شود، اما پشت این بنای زیبا که بروید نه تنها زیبا نیست بلکه مستحکم هم نیست. یک دیوار نازکی است که پشت اش هم زشت و پر از آشغال است!

حالا حکایت حرف های برخی افراد هم همین است. حرف های قشنگ زدن و به قول آن مرحوم به دل چنگ زدن. شباهت عجیبی هم دارد به تبلیغات تلویزیون که همه شان شبیه هم هست و هیچ تطبیقی هم با واقعیت های جامعه ندارد.

دخترهای بازیگر همه از نظر ظاهر و قیافه مرتب و منظم هستند، لباس های شاد و رنگی پوشیده اند، مردهای تیزرهای تبلیغاتی تلویزیون هم همه سرهایشان پر از مو، خوش قد و بالا،  با صدای جذاب مردانه، همه مرتب هستند و همه چی آروم. در این بین یک کودکی هم هست که انگار یک عمر در فنلاند زندگی کرده و نه ترافیک را دیده، نه خشونت را نه دعوای پدر و مادر را و نه آلودگی هوای تهران را. 

می خندد و انگار دارد پرواز می کند و خانواده در کنار هم شاد هستند. رنگ ها هم جوری اصلاح شده که به مخاطب نشاط دروغین را القا کند.

حالا برند چیست؟ یک مایع ظرفشویی درجه سه یا آبنباتی که از خورده شکلات ها درست شده و سرطان زاست یا فروشگاه فرش فروشی که به آنچه می گویند هیچ اعتقادی ندارند و در عمل درغگوهایی بزرگ هستند و رسما مخاطب را گول می زنند.به این تبلیغات می گویند [false advertising] یا همان "تبلیغات گمراه کننده".

سوال اینست که این حجم از تضاد مسخره نیست؟ یعنی نباید برویم به سمت حرف های واقعی، تبلیغات واقعی و زندگی واقعی؟ دروغ و زندگی فیک تا کجا؟