یک فعال بانکی با بیان اینکه بورس ارزانتر و سریعتر از بانک می تواند به تولید کمک کند اما هنوز نتواسته جایگاه خود را در بین مردم بدست بیاورد گفت: هر چقدر تنوع و شعب بانکها کمتر، بهتر.

بورس 24: شریان مالی‌ کشور ما با بانک گره خورده و سیستم اقتصاد ما بانک‌محور است و تقریباً 80درصد تأمین مالی موجود از این نهاد تغذیه می‌شود و هر خانواده‌ای چه مستقیم و چه غیرمستقیم با آن دست و پنجه نرم می‌کند. اما امروز وضعیت این نهاد حیاتی به‌گونه‌ای شده که جدا از نارضایتی عمومی نسبت به نرخ سود بالا و مسائل ربوی تقریباً کمتر کارشناس و اقتصاددانی پیدا می‌شود که ابعاد فنی و علمی بانکهای ایران را رضایت بخش بداند.

در عرصه بین‌الملل سیستم بانکی ما نسبت به جهان به‌روز نیست و استانداردهای لازم را برای روابط بین‌بانکی ندارد. و نیز در داخل گریبانگیر معضلات مهمی همچون: بنگاهداری، ضعف نظارت بانک مرکزی، دارایی‌های منجمد و سمی، زیان‌دهی و شکاف بین دارایی و بدهی، سودهای ثابت و نامشروع، اضافه برداشت غیراصولی از بانک مرکزی، خلق پول و به‌تبع آن افزایش انبوه نقدینگی، قراردادهای صوری، فرار از شراکت در سود و زیان، طمع دریافت جریمه دیرکرد و سود مرکب، نبودن در خدمت تولید و... هست، در همین باره گفت‌وگویی داشته‌ایم با محسن زرندی مقدم فعال بانکی.

- در سال رونق تولید نقش سیستم بانکی برای چیست؟

قاعده بازی در جهان این است: تولید بیشتری مساوی اقتصاد بهتر است همانند کشورهای توسعه که هر کدام در یک قسمت مثل کشتی سازی خودرو و... مزیت داشتن و توانستند موفق باشند. اقتصاد ما الان در حالت تورم رکودی است. اقتصاد ما بانک محور است یعنی 90درصد تامین مالی از طریق بانکها صورت می گیرد بنابراین بانک مرکزی در رونق تولید نقش کلیدی دارد.

*بی کیفیتی کالای تولیدی با بانک رابطه مستقیم دارد

- آیا کیفیت کالای تولیدکننده با سیستم بانکی ارتباط دارد؟

تولیدکننده مزایایی می خواهد تا تولید بر او به صرفه باشد و بتواند با قیمت جذاب آن را بفروشد. هر چقدر تولیدکننده بتواند با قیمت تمام شده کمتری تسهیلات دریافت کند باعث می شود که تولیدش را باکیفیت تر و ارزان تر به مشتری برساند. کم کیفیت بودن کالای ایرانی با سیستم بانکی رابطه مستقیم دارد چراکه باعث اگر تسهیلات ارزان به دست او برسد قطعا کیفیت کالای خود را فدای پول نمی کند. ماه شمار کردن سود سپرده ها و کاهش سود بانکی دو اقدام خوب بانک مرکزی بود که در کاهش قیمت تمام شده پول می تواند موثر باشد.

*هشدار درباره تولیدکننده های استان های سیل زده

- برای تولیدکنندگان استان های سیل زده چه اقدامی باید کرد؟

بانک مرکزی الان باید به جد به فکر تولیدکنندگان استان سیل زنده باشد و برای تولید کنندگان این استان ها تسهیلات ارزان قیمت با نرخ کم اعلام کند چراکه در غیر این صورت شاهد فرار تولیدکنندگان بومی و بیکاری جوانان آن استان خواهیم بود.

*بورس ایران استاندارد خوبی ندارد؛ بورس سریعتر و کم هزینه تر از بانک می تواند به تولید کمک کند

- تجربه نشان داده بانک خیلی از تولیدی ها ورشکست کرده است. آیا نهادی می تواند جایگزین بانک در حمایت از تولید باشد؟

محل دیگری که به خوبی می تواند به رونق تولید کمک بورس است و خدا رو شکر از اول سال شاخص رشد خوبی داشته است. اگر بتوانیم مثل کشورهای توسعه تعادلی در ساختار تامین مالی ایجاد کنیم تا سهم 90درصدی بانک کاهش پیدا کند و سهم بورس افزایش پیدا کند و از کیک نقدینگی کل کشور مقدار بیشتری را عاید کند، قطعا تولید حرکت خواهد کرد.

در تقسیم بندی های کیفی بازار سرمایه گفته می شود بازار سه مدل Efficient-market: کارا، نیمه کارا، ناکارا هست متاسفانه بازار بورس ما کارا نیست یعنی شفافیت و راستی آزمایی لازم داشته باشد تا مردم بیشتر اعتماد کنند تا پولهایشان به بورس ببرند. در کل بورس سریعتر و کم هزینه تر می تواند به تولید کمک کند تا بانک.

*بانک، بورس و قوانین کهنه، سه مانع تولید

- چرا یک کارآفرین برای تولید با دست اندازهای مختلف اعم از بانک و دریافت مجوز رو به رو است؟

مسئله بعدی برداشتن قوانین و بروکراسی های کهنه و پیچیده است که جلوی پای تولیدکنندگان قرار گرفته است. اگر یک ماشین پر سرعت و لوکس بخواهد به خوبی از ظرفیتش استفاده شود با جاده های کهنه نمی تواند بلکه اتوبان می خواهد. در حوزه صادرات و واردات باید قوانین به روز شوند. در کل سه حوزه بانک، بورس و بروز کردن قوانین می تواند به تولید کمک شایانی کند.

*بعضی شرکتها به علت سوسابقه نمی توانند وام بگیرند

- دولت چرا به شرکتهای موفق وام های یارانه ای و ارزان نمی دهد؟

برای برخی بنگاه ها دولت باید ضمانت هایی را بدهد که بانک هم خیالش از بازپرداخت راحت باشد چراکه ناتوانی چراکه خیلی از معوقات به شکل ناخواسته و به خاطر شرایط بد اقتصادی و ریسک سیستماتیک شده است. بنابراین اگر بنگاهی به خاطر سو مدیریت دچار ضرر شده نباید مورد حمایت قرار بگیرد. همچنین دولت باید به بنگاه های خوش سابقه وام یارانه ای بدهد مثلا برای یک کالا استراتژیک مثل دارو، دولت باید بگوید از سود تسهیلاتی 18درصد به 5درصدش را سوبسیت می دهم.

برخی بنگاه ها هم به علت بد سابقه بودن و داشتن معوقات الان امکان دریافت وام را ندارند دولت میتواند میانجی گری کند و به تولیدکنندگانی که بدون سرمایه ممکن است ورشکست شوند وام بدهد همانگونه که برای صنعت خودرو سازی این کار را کرد.

*سپرده ارزی راه مهار دلار

- نرخ بهره باید بازهم کاهش پیدا کند؟ قراردادهای بانکی در سال رونق تولید باید به چه شکلی باشد؟

نرخ بهره بانکی بازهم باید کمتر بشود اما نباید به شکلی شود که نقدینگی سرگردان به سمت ارز و سکه برود. راه چاره التهاب دلار هم داشتن سپرده ارزی با یک نرخ جذاب برای دارندگان دلار است.

هر چقدر قراردادهای بانکی به سمت انعقاد عقود مشارکتی برود اگر به شکل واقعی مشارکت میان بانک و مشتری اجرا شود قطعا ریسک تولید برای تولید کننده کاهش پیدا میکند. قطعا دستورالعملهای عقود مشارکت اسلامی در شرایطی که اوضاع اقتصاد ریسک دار و نامناسب است بهتر می تواند از تولیدکننده حمایت کند تا عقود مبادله ای و دارای سود ثابت.

- بنگاه داری چه معایبی برای بانک دارد؟

بانکها باید کارشان بانکداری باشد نه بنگاه داری. اگر این قضیه را ریشه یابی کنیم می بینیم در سال 86 به بعد و به علت اینکه نتوانستند سود عملیاتی خوبی بدست بیاورند بنابراین تکاپو خود برای سود آوری از طریق تاسیس شرکت انجام دادند در حالی که وظیفه بانک بانکداری است و باید پول را به کارآفرین بدهد نه اینکه خودش شرکت تاسیس کند.

*بانکهایی با نامهای تخصصی اما بی خاصیت

- آیا کاهش شعب می تواند به رونق تولید کمک کند؟

تجربه نشان داده افزایش شعب بانکها موفقیت چندانی در کشور نداشته است. الان دیدیم یکسری بانکها با نامهای تخصصی حوزه های مختلف صادراتی و تجارتی و ... تاسیس شدند ولی در عمل دیدیم در این حوزه ها نتوانستند به نحو احسن مدیریت این حوزه ها را داشته باشند. کاهش بانکها و ادغامشان باعث تمرکز بر کیفیت خدمت رسانی به مشتریان بهتر شود.

*سایر بانکهای خصوصی هم باید ادغام شوند

- با ادغام بیشتر بانکها موافق هستید؟

بعد از انقلاب ادغام بانکی در در حجم بانکهای نظامی نداشتیم بنابراین اگر خوب عمل شود قطعا در ادغام های بعدی هم موثر است به نظرم باید بازهم این ادغام در بانکهای خصوصی ادامه پیدا کند. هر چقدر تنوع بانکی کمتر بهتر است چراکه هم نظارت بانک مرکزی علی الخصوص بر نرخ سودها راحت تر می شود و هم اینکه بانکها به سمت تخصصی شدن می روند و مردم خواهند فهمید در کل مثلا 8بانک هست که هرکدام کار در حوزه تخصصی فعالیت میکند ولی الان با انبوه موسسات و بانکها مردم تخصصی بودن برایشان تعریف نشده است.

منبع: تسنیم