نوشتاری از صادق الحسینی ، اقتصاد دان اگر ما سال ٨٠ را که نرخ ارز تقریبا به واقع نزدیک بود را سال شروع بگیریم و بخواهیم نرخ دلار را متناسب با تورم محاسبه کنیم، نرخ دلار امروز باید ۶٢٠٠ تومان شده بود و این بدان معناست که ما با منابع ارزیمان نرخ ارز را پایین آورده ایم...

صادق الحسینی

عوارض تثبیت نرخ ارز:

صنعتی زدایی و از بین رفتن تولید داخلی و اشتغال: در مقاله قبلی به تفصیل گفته شد ولی بصورت خلاصه در شرایط تورمی تولید داخل گران می شود اما قیمت تولیدات خارجی ثابت می ماند. پس تولید خارجی به صورت مصنوعی با سوبسیدی که ما برای تثبیت نرخ ارز می دهیم از تولید داخلی ارزان تر می شود. در نتیجه صنعتگر داخلی ورشکسته شده و اشتغال از دست می رود.

قاچاق: برعکس آنچه معمولا مسئولان فکر می کنند، مبارزه با قاچاق، کشف آن و انهدامش و اعدام قاچاقچی نیست. ما تورم داریم، نرخ ارز را هم تثبیت می کنیم (یعنی به کالای خارجی برای ورود به ایران یارانه می دهیم) واردات سر به فکل می کشد، آنوقت برای کنترل واردات، تعرفه های بالا می گذاریم و وقتی هم که قاچاق می شود، ستادی برای مبارزه با قاچاقچیان شکل می دهیم! ایران یکی از بالاترین نرخ های تعرفه در جهان را دارد. این سیستم کار نمی کند! در مورد قاچاق یک راهکار مشخص 90 درصد حجم قاچاق کشور را کاهش خواهد داد و آن واقعی شدن و افزایش نرخ ارز است. چرا تا وقتی ما به کالای خارجی برای ورود به ایران سوبسید بدهیم و بعد تعرفه ببندیم که مثلا گرانش کنیم، طبیعی است از مرزهای غیررسمی و با فساد و رشوه برای دورزدن تعرفه وارد می شود. بعبارت دیگر، این امامزاده تعرفه، شفا نمی دهد، کور می کند!

از بین بردن منابع ارزی کشور: منابع ارزی کشور بسیار ارزشمند بوده و پناهی برای بحران های بزرگ است. مخصوصا برای کشوری مثل ما که وابسته به هیچ یک از ابرقدرتهای جهان نیست. با وجود تورم داخلی، تثبیت نرخ ارز یعنی استفاده از منابع ارزی حیاتی کشور برای سوبسید دادن به کالای خارجی. با این شیوه در زمان های بحران براحتی دچار فروپاشی می شویم.

 از بین رفتن صادرات کشور: با تثبیت نرخ ارز در شرایط تورمی، عملا داریم صادراتمان را گران می کنیم. پس از بحران اوکراین، روس ها برای واردات محصولات مختلف با ایرانی مذاکره کردند. اما این مذاکرات غالبا شکست خورد. یک دلیل ساده داشت. کالاهای ما بسیار گران بود! علت غیرواقعی بودن نرخ ارز که صادرات را گران میکند.

کشورها برای فرار از بحران ها چه می کنند؟

بازار ارز مناسب ترین بازار برای جلوگیری از انتقال بحران های اقتصادی به بخش های مختلف است. روس ها پس از ماجرای اوکراین تقریبا 50 درصد پول ملی خود را تضعیف کردند. کاری که ترک ها هم پس از بحران های این کشور از سال 2015 انجام دادند. آنها برای حفظ تولید داخلی و صادراتشان این کار را کردند!

ما چه می کنیم؟

ما در این 3 سال پول ملی خود را علیرغم تورم 15 درصدی سالانه و مشکلات عمده جهانی ثابت نگه داشته ایم! تورم داخلی یک بحران تمام عیار است، برای این که به صنعت و تولید کشور آسیب نزند، باید نرخ ارز همپای تورم تعدیل شود. اما نمی شود!

در ایران، تورم به دلیل سیاست های مالی انبساطی و کسری بودجه ناشی از آن ایجاد می شود که بصورت درونزا موجب سیاست پولی انبساطی و درنتیجه تورم می شود. حال اگر ما سیاست ارزی مستقل از سیاست پولی و مالی داشته باشیم نرخ های ارز اسمی به تناسب تورم افزایش نیافته و تمام عارضه های بالا بروز می کند. بدلیل وجود ارزهای نفتی، دولت طمع این را پیدا می کند که با تثبیت نرخ ارز و با واردات، تورم داخلی را کنترل کند. غافل از این که این اقدام، اشتغال و صنعت را بصورتی خاموش نابود می کند. کسی هم اعتراض نخواهد کرد!

راه حل چیست؟

ساده است، مثل همه جای دنیا، نباید سیاست ارزی داشته باشیم. بلکه باید قاعده سیاستی در مورد ارز اجرا کنیم. اگر می خواهیم تورم را کنترل کنیم، راهش سیاست مالی و پولی است و نه سیاست ارزی!

یک بار برای همیشه باید اعلام شود اگر سیاست مالی و پولی ما تورم زا بود، باید بدون هیچ بهانه و استثنایی نرخ ارز نیز متناسب با تورم افزایش می یابد.

نرخ واقعی دلار چقدر است؟

اگر سال 80 را که نرخ ارز تقریبا به واقع نزدیک بود را سال شروع بگیریم و بخواهیم نرخ دلار را متناسب با تورم محاسبه کنیم، نرخ دلار امروز باید 6200 تومان بود. این بدان معناست که ما با منابع ارزیمان نرخ ارز را پایین آورده ایم. یعنی از بین رفتن صنعت، زیاد شدن قاچاق و از دست دادن اشتغال. آیا این سیاست منطقی است؟

در مقاله بعدی که در روزهای آینده منتشر می شود به گروه هایی که منافعشان در تثبیت نرخ ارز است پرداخته و به عوارض مختلف آن می پردازم.