همه گیری ویروس کرونا که بیش از یک فاجعه در حوزه سلامت عمومی است، پدیده ای فراگیر با تبعات بسیار بزرگ برای توزیع جهانی ثروت و قدرت محسوب می‌شود. در بدترین سناریو که غیرممکن نیست، چهار رویداد را شاهد خواهیم بود: ترامپ ..

بورس 24: همه گیری ویروس کرونا که بیش از یک فاجعه در حوزه سلامت عمومی است، پدیده ای فراگیر با تبعات بسیار بزرگ برای توزیع جهانی ثروت و قدرت محسوب می‌شود. با توجه به آنکه اقتصادها در رکود عمیق به سر می‌برند و تنش های ژئوپولیتیک در حال افزایش است، راهی برای بازگشت به وضعیت طبیعی قبلی وجود ندارد. گذشته، گذشته است و اکنون تنها آینده مهم است. همزمان با بازگشایی اقتصادها و لغو تدابیر سخت‌گیرانه، همه گیری ویروس کرونا در حال ورود به فاز دوم است و با توجه به فقدان یک دارو و واکسن موثر، بازگشت به حالت عادی در حد یک آرزو باقی مانده است.

و موضوع نگران کننده تر این است که ممکن است شاهد شروع موج دوم همه گیری در برخی کشورها و مناطق باشیم. تصمیم گیران سیاسی، ارائه کنندگان خدمات درمانی، دانشمندان و عموم مردم درس‌های زیادی از موج نخست این همه‌گیری فرا گرفته‌اند. شروع موج دوم همه گیری بسیار محتمل است و اثرات آن در مقایسه با موج اول متفاوت خواهد بود. به جای تعطیلی کامل که سبب توقف زندگی اجتماعی و اقتصادی می شود، واکنش به موج دوم عموما به شکل اجرای سختگیرانه مقررات نظیر فاصله گذاری اجتماعی، استفاده از ماسک، ممنوعیت گردهمایی ها و غیره خواهد بود. اما بر مبنای شدت موج دوم، تعطیلی های محدود در سطح مناطق و شهرها ممکن است لازم شود.

سه ریسک همزمان

موج دوم همه گیری کرونا، بسیار شبیه موج اول، شامل سه ریسک همزمان خواهد بود: ریسک از کنترل خارج شدن همه گیری و سرایت به تمام نقاط جهان، ریسک رکود اقتصادی عمیق تر و بحران اجتماعی، و ریسک تشدید تنش های ژئوپولیتیک.

اقتصاد جهان از پیش در رکود عمیق به سر می برد و غلبه بر آن آسان و سریع نیست. از سوی دیگر در ماه‌های باقیمانده تا انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بر تنش‌ها بین چین و آمریکا افزوده می‌شود. گویی ترکیب بحران اقتصادی، اجتماعی و ژئوپلیتیک کافی نبوده، حالا باید "فاکتور ترامپ" را هم به عوامل موثر بر وضعیت جهان اضافه کنیم. اگر ترامپ در انتخابات پیش رو پیروز شود آشوب کنونی در جهان شدت پیدا خواهد کرد اما پیروزی جو بایدن، حداقل سبب افزایش ثبات خواهد شد. ریسک حاصل از انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا بسیار بالاست.

با توجه به بحران‌های رو به رشد در جهان، اصلا اغراق نیست اگر بگوییم بشریت به یک دو راهی تاریخی نزدیک می شود. عمق رکود اقتصادی تا پاییز و زمستان سال جاری به طور کامل درک نخواهد شد و با درک آن، یک شوک دیگر به جهان وارد می‌شود زیرا جهان به چنین بحرانی عادت ندارد. جهان چه از لحاظ روانی و چه شرایط واقعی، به رشد مداوم اقتصاد عادت کرده است. حالا این سوال مطرح است که آیا کشورهای ثروتمند در غرب و آسیا می‌توانند با رکود عمیق و گسترده مقابله کنند؟ آنها هزاران میلیارد دلار صرف حمایت از اقتصاد خود کرده اند اما همچنان هیچ قطعیتی درباره بازگشت رونق به اقتصاد جهان وجود ندارد.

بدترین سناریو

در بدترین سناریو که غیرممکن نیست، ترامپ در انتخابات ماه نوامبر پیروز خواهد شد، موج دوم همه گیری ویروس کرونا در سراسر جهان رخ خواهد داد، اقتصادها همچنان کوچک خواهند شد و جنگ سرد جدید در شرق آسیا شدت پیدا خواهند کرد. اما حتی اگر این بدترین سناریو رخ ندهد ریسک هایی که به آن اشاره شد دورانی جدید را پدید خواهند آورد طوری که باید سیستم اقتصادی و اجتماعی ملی و نهادهای بین المللی از نو ساخته شوند. حتی در بهترین سناریو هیچ بازگشتی به دوران قبل از بحران کرونا وجود نخواهد داشت. گذشته، گذشته است و اکنون فقط آینده اهمیت دارد.

ما نباید درباره آنچه پس از آن رخ خواهد داد یا احتمالاً رخ می‌دهد هیچ توهمی داشته باشیم. بحران هایی که تحت تاثیر همه گیری کرونا رخ داده آنقدر فراگیر و عمیق هستند که به شکل اجتناب ناپذیر به توزیع مجدد قدرت و ثروت در سطح جهان منجر خواهند شد. کشورهایی که با بهره‌گیری از امکانات گوناگون برای این نتیجه آماده شده‌اند همان‌هایی هستند که موفق خواهند شد و جوامعی که نمی توانند دگرگونی های آینده را ببینند بازنده خواهند بود. حتی قبل از بحران کنونی، جهان شاهد حرکت به سمت عصر دیجیتال بود، حرکتی با پیامدهای فراگیر برای صنایع سنتی و توزیع قدرت و ثروت در جهان.

از سوی دیگر یک بحران بزرگ تر جهانی از پیش در افق مشاهده می شود: پیامدهای تغییرات آب و هوایی بسیار شدیدتر از هر چیزی است که ما تاکنون مشاهده کرده ایم و هیچ واکسنی برای حل این بحران وجود ندارد. به این ترتیب همه گیری کرونا واقعاً یک نقطه عطف است. قرن‌های متمادی بشر به مصرف منابع محدود طبیعی وابسته بوده و اکنون این سیستم به بن‌بست خود نزدیک می‌شود. در نتیجه دگرگونی بنیادی اجتناب‌ناپذیر است. وظیفه ما اکنون آموختن از موج نخست سه بحران یاد شده است. برای اروپا که به نظر می‌رسد از لحاظ اقتصادی و ژئوپولیتیک عقب افتاده است اکنون فرصتی استثنایی برای رفع نقاط ضعف پدید آمده است. اروپا برای اقدام قاطع در جهت منافع خود و بشریت از ارزش های سیاسی (دموکراسی، حاکمیت قانون و برابری اجتماعی)، دانش فنی و قدرت سرمایه‌گذاری برخوردار است. تنها پرسش این است که اروپا منتظره چیست؟