عملیات بازار باز یک مجموعه سیاست گذاری است که در وهله نخست رابطه میان بانک ها و بانک مرکزی و تا حدودی رابطه خود بانک ها با یکدیگر را سامان دهی می کند. بانک ها در پایان روز برای اینکه بتوانند بدهی خود را با یکدیگر تسویه کنند ممکن است دچار کمبود ذخایر شوند. در حقیقت ذخایرشان نزد بانک مرکزی برای تسویه بین بانکی کافی نباشد. بانک ها برای اینکه ذخایر لازم را به دست آورند ممکن است از بانک هایی که ذخایر مازاد دارند استقراض کنند. این مهم نیازمند وثیقه ای است که می توان گفت بهترین وثیقه ای که بانک ها می توانند از آن استفاده کنند اوراق خزانه دولتی است...

بورس 24: بسیاری از کارشناسان اقتصادی معتقد هستند که انجام عملیات بازار باز نیازمند یکسری بسترسازی هایی است که متاسفانه تاکنون در اقتصاد کشور انجام نشده است. شناور بودن نرخ ارز از جمله مهم ترین این پیش شرط ها است. کامران ندری معاون پژوهشکده پولی و بانکی در گفت وگویی مفصل با بورس24 در خصوص ساز و کارهای عملیات بازار باز و اینکه بانک مرکزی با استفاده از این روش تا چه میزان می تواند سیاست های خود را اجرایی کرده و تاثیر گذار باشد و در نهایت تا چه میزان می توان بر انجام موفقیت آمیز بودن این طرح حساب باز کرد توضیح داده است. در ادامه متن این گفت وگو را می خوانید:

*روش اجرایی عملیات بازار باز به چه صورت خواهد بود؟

عملیات بازار باز یک مجموعه سیاست گذاری است که در وهله نخست رابطه میان بانک ها و بانک مرکزی و تا حدودی رابطه خود بانک ها با یکدیگر را سامان دهی می کند. بانک ها در پایان روز برای اینکه بتوانند بدهی خود را با یکدیگر تسویه کنند ممکن است دچار کمبود ذخایر شوند. در حقیقت ذخایرشان نزد بانک مرکزی برای تسویه بین بانکی کافی نباشد. بانک ها برای اینکه ذخایر لازم را به دست آورند ممکن است از بانک هایی که ذخایر مازاد دارند استقراض کنند. این مهم نیازمند وثیقه ای است که می توان گفت بهترین وثیقه ای که بانک ها می توانند از آن استفاده کنند اوراق خزانه دولتی است. در واقع بانکی که کسری دارد اوراق دولتی خود را به بانکی که مازاد دارد فروخته و متعهد می شود که در کوتاه مدت این اوراق را با نرخ معینی باز خرید کند. این عملیات را اصطلاحا عملیات بازار می نامند که در سایر کشورها نیز رایج است.

*نرخ ذخایر بانک مرکزی در عملیات بازار باز تا چه میزان تاثیرگذار است؟

چنانچه بانکی نتوانست در بازار بین بانکی از آن بانک هایی که مازاد دارند منابع مالی مورد نیاز را تامین کند، به سراغ بانک مرکزی می رود. در حقیقت به بانک مرکزی اوراق می فروشد، منابع را می گیرد و متعهد می شود که این اوراق را باز خرید کند. به این ترتیب مشکل کسری ذخایرش را مرتفع می سازد. لذا بازاری به وجود می آید که اصطلاحا بازار بین بانکی نامیده می شود. در این بازار بین بانکی ذخایر بانک مرکزی میان بانک ها مبادله و خرید و فروش می شود. نرخ ذخایر بانک مرکزی در این بازار بسیار تعیین کننده است. اگر نرخ ذخایر بالا باشد بانک ها تلاش می کنند در مدیریت نقدینگی خودشان به گونه ای عمل کنند که به ذخایر خیلی نیازی نداشته باشند یا به عبارتی محتاج نشوند.

چرا که تهیه آن ذخایر برایشان بسیار پر هزینه خواهد بود. در این صورت تلاش می کنند تا ذخایر کافی نگه داری کنند که در اضطرار مجبور به پرداخت قیمت بالا برای تامین ذخایر نباشند. زمانی که بانک ها چنین تصمیمی بگیرند که ذخایر اضافی نگه داری کنند از آن جا که نرخ ذخایر در بازار بالا است این به این معناست که قدرت خلق پول بانک ها محدود می شود. بنابر این بالا بودن نرخ ذخایر به معنای پایین آمدن قدرت خلق پول بانک ها است. از سوی دیگر پایین بودن نرخ ذخایر به معنای بالا رفتن قدرت خلق پول بانک ها خواهد بود. بر این اساس بانک مرکزی می تواند با هدایت نرخ در بازار بین بانکی سیاست های پولی مطلوب خود را دنبال کند. مکانیزم هم همان طور که گفتم از طریق عمدتا انجام عملیات ریکو روی اوراق خزانه دولتی خواهد بود که هم بانک ها بین خودشان این کار را انجام داده و هم از طریق بانک مرکزی این کار را انجام می دهد. بانک مرکزی هر زمانی که بخواهد سیاست انقباضی به کار بگیرد اوراق دولتی که در اختیار دارد را در بازار می فروشد یا به عکس اگر بخواهد یک سیاست انبساطی به کار گیرد اوراق را از بازار خریداری و میزان ذخایرش را در بازار افزایش می دهد.

*چرا تا پیش از این و در زمان زودتری عملیات بازار باز در سیستم بانکی کشور راه اندازی نشده بود؟

به این دلیل بوده است که اوراق دولتی در کشور ما عمق لازم را نداشته که البته هنوز هم ندارد. طی سه تا چهار سال گذشته به دلایلی بازار این اوراق راه افتاده اما خیلی گسترش به آن صورتی که انتظار می رفت، پیدا نکرده است. هنوز هم اوراق دولتی از تنوع لازم به ویژه از حیث سررسید برخوردار نیست. می توان گفت که این اوراق از عمق لازم برخوردار نیستند، به این معنا که تعداد خریدار و فروشنده ها در این بازار قابل توجه نیست. از سویی موسسات و نهادهایی که به صورت تخصصی بخواهند این اوراق را خریداری یا به فروش برسانند وجود ندارد. اما در مقایسه با یک دهه پیش یا ابتدای دهه نود در حال حاضر بازار اوراق دولتی در کشور ما رشد قابل ملاحظه ای داشته به طوری که می توان استارت انجام عملیات بازار باز را زد.

همچنان تا وضعیت ایده آل فاصله بسیاری داریم اما در حدی شده است که بانک مرکزی بخواهد از طریق عملیات بازار باز کم کم سیاست های خود را در اقتصاد اجرا کند. هنوز در نقطه شروع قرار داریم و تا رسیدن به آن شکل ایده آلی که در کشورهای پیشرفته و توسعه یافته عمل می کنند، فاصله داریم. اینکه به آن ایده آل ها می رسیم یا نه نیز بحث دیگری است. با اعلامی که بانک مرکزی کرده به نظر می رسد که اولین گام در حال برداشته شدن است.

*علت ورود نقدینگی به بازار سهام چه بود؟ چرا از بازارهای موازی بورس استقبالی نشد؟

اینکه هم اکنون بازار بورس تبدیل به عرصه ای برای سفته بازی شده یعنی اینکه سفته بازان از بازارهای دیگر به سمت این بازار حرکت کرده اند به این دلیل است که در سایر بازارها محدودیت هایی ایجاد شده است. به طور مثال در بازار ارز خرید و فروش به سهولتی که تا پیش از آن در گذشته رخ می داد، امکان پذیر نیست. همچنین بازار مسکن نیز به حد اشباع خود رسیده است اما بازار سهام آن محدودیت ها را در حال حاضر ندارد. بر همین اساس نیز رونق نسبی در این بازار ایجاد شده که البته کمکی هم به بخش واقعی اقتصاد نکرده که این کاملا طبیعی است. رشد نقدینگی در اقتصاد افزایش یافته و از سویی نیز تورم بالا رفته است. در این شرایط افراد نمی خواهند که نقدینگی های خود را نگه داری کنند و تلاش دارند این ها را به دارایی بدل کنند. مطمئن ترین دارایی ها که دارایی های فیزیکی و واقعی مانند زمین و مسکن بودند تقریبا می توان گفت به نقطه اشباع رسیده است. هم اکنون نیز بازیگران بازار سرمایه مردم عامه نیستند بلکه حرفه ای های بورس بوده که روی اوراق سفته بازی انجام می دهند. معتقدم این هم بالاخره نقطه پایانی دارد و نمی تواند به همین شکل ادامه پیدا کند.

*با این تفاسیر می توان گفت که بازار سهام نیز به سرنوشت سایر بازارها دچار خواهد شد؟

گمان دارم که در بازار سرمایه نیز مانند سایر بازارها در حال رسیدن به نقطه اوج آن هستیم. مسئله ای که هم اینک مطرح است این بوده که افراد عادی در بازار سرمایه با ریسک بسیار بالایی مواجه هستند که البته خوشبختانه بازار سرمایه تمهیداتی را در این راستا در نظر گرفته است که چنانچه بازار معکوس شد این افراد خیلی متضرر نشوند. اما با همه این ها به هر حال بازار سرمایه نیز مانند سایر بازارها به نقطه ای از اشباع خواهد رسید. اینکه هر روز شاهد روند صعودی شاخص بازار سرمایه باشیم، این مسئله اصلا منطقی نیست. در حقیقت تمامی بازارها باید به موازات یکدیگر حرکت کنند.