مدیرعامل «وبانک» : نقدینگی بورس در مقیاس کلی ناچیز است هنوز بازار ما حرف زیادی برای گفتن ندارد سهامداران بنیادی در حال تنبیه شدن هستند! با دید بلندمدتی سهم خریدن در حال انقراض است بازار چاره ای جز کنار آمدن با الگورتیم ندارد ؛ آینده بازار در قبضه انواع الگورتیم هاست

بورس 24 : این روزها بازار سرمایه، پس از یک دوره صعود و رشد بدون توقف وارد فاز آرامش شده است و شاهد حرکت نقدینگی به سمت سهم های کوچک هستیم این در شرایطی است که گزارش های سه ماهه و گزارش عملکرد تولید و فروش ماه چهارم شرکت ها حکایت از شرایط مطلوب حاکم بر شرکت ها دارد که اعتماد بازار به این روند منوط به تکرار مجدد این گزارشات در سه ماهه دوم سال مالی جاری شرکت هاست.

بازار سرمایه این روزها وارد فاز ثبات و حرکت منطقی شده است و کمتر شاهد هیجان در بازار هستیم. بازاری که بسیاری از رویکرد های آن نسبت به دوران گذشته، تغییر داشته و نگاهی نو با بازیگران و ذائقه های متفاوت در حال گسترش در آن هستند.

سید مهدی سدیدی مدیر عامل شرکت چند رشته ای سرمایه گذاری گروه توسعه ملی «وبانک» و خبره بازارهای مالی درباره حرکت بازار و شرایط جدید بازار سرمایه با «بورس 24» گفت و گو کرده است.

تحلیل شما از آخرین وضعیت بازار سرمایه چیست؟

در بسیاری موارد شاهد این موضوع هستیم که اعلام می شود بازار در حال تطبیق خود با دلار 12 هزار تومانی است و حتی در برخی موارد این موضوع که شاخص با دلار 12 هزار تومانی تطبیق پیدا کرده است مطرح می شود، اما باید به این موضوع نیز توجه داشت که این تطبیق در مورد ارزش جایگزینی شرکت ها است یا سود سازی شرکت ها؟ در مورد ارزش جایگزینی باید دقت کرد که مفهوم سرمایه گذاری با توجه به بازده دارایی ها به نوعی در حال از دست دادن هویت خود می باشد. اکنون برای احداث یک کارخانه 1 میلیون تنی سیمان باید 110 میلیون دلار سرمایه گذاری کرد. عددی در حدود 1400 میلیارد تومان که بازده بدون ریسک آن در حدود 250 میلیارد تومان خواهد بود اما در بازه فعلی که سیمان افزایش نرخ 37 درصدی را اخذ کرده، کارخانه یک میلیون تنی سیمان حتی نمی تواند 240 میلیارد تومان فروش ثبت کند!

حجم سرمایه برای یک مجتمع پتروشیمی تقریبا سه برابر این میزان خواهد بود و وقتی سود بدون ریسک بانکی در محدوده 20 درصد تثبیت شده است، با توجه به تمام مشکلات موجود بر سر راه صنعت این دوگانگی ایجاد می شود که بازار مالی در سرمایه گذاری ها به کدام سمت باید حرکت کند؟ در این شرایط به نوعی بازار پول اقتصاد کشور را به گروگان گرفته است و بورس ما آن طور که باید و شاید حرفی برای گفتن ندارد.

ورود نقدینگی به بازار افزایش داشته ، اما حجم رشد نقدینگی مغفول مانده است.نظر شما چیست؟

در مورد ورود نقدینگی هم باید به این موضوع توجه کرد که حجم پول ورودی را با دوران گذشته مقایسه می کنیم یا با حجم نقدینگی ورودی؟ اگر 1 درصد نقدینگی موجود که در حدود 17 هزار میلیارد تومان می شود وارد بازار سرمایه شود بازار سرمایه اصلا گنجایش آن را نخواهد داشت، این حجم وارد بازار ارز شود 1.2 میلیارد دلار ارز را می بلعد و در بازار سکه چند ده میلیون قطعه سکه خواهد شد، در حال حاضر به نسبت سال های گذشته حجم نقدینگی در بازار سرمایه افزایش داشته است ، اما به نسبت کل نقدینگی این رقم چندان قابل توجه نیست.

بازار سرمایه رشد می کند اما بدون دلیل بنیادی ؛ این تحلیل رایج این روزهاست.نظر شما چیست؟

بازار در فراز و فرود هایی که در طی سالیان گذشته به خود دیده است، دو دوره با دلار خود را تطبیق داده و چند دوره هم با روند نقدینگی اما در سال های اخیر بازار با عامل بنیادی رشد نکرده یعنی در اثر افزایش سود آوری، کاهش بهای تمام شده، افزایش تولید و ... حرکت نکرده است. در هر دوره تورم اشتباهات مدیران را پوشش داده است. در گزارشات سال گذشته در عمده شرکت ها با وجودی که میزان فروش کاهش داشت و سهم بازار در برخی موارد کاهش داشته است، اما در اثر افزایش نرخ، رقم فروش ها افزایش داشته است، بررسی تاریخی بازار در صنایع مختلف از جمله فولاد ، مس ، سنگ آهن نشان دهنده این موضوع است که بازار جدیدی فتح نشده است یا تکنولوژی جدید وارد نشده یا کاهش قیمت تمام شده در افزایش درآمد اثر نداشته است و رشد ها عمدتا ناشی از تورم بوده است و زمانی که ارزش بازار رشد می کند P بر E هم رشد می کند و این دو با هم همگرایی ندارند.

به نظر می رسد ذائقه سهامداران در موضوع خرید و فروش ها تغییر کرده است؟

به نوعی کیفیت سهامداران عوض شده است. برای نمونه اگر شرایط فعلی شرکت را در فضای خلأ که در آن اقتصاد تورم ندارد بخواهیم بررسی کنیم و اقدام به سرمایه گذاری کنیم، خواهیم دید که بخشی از رشدها به اندازه شرکت، بخشی به شناور سهم ، بخشی به فشار نقدینگی و ... ارتباط پیدا می کند. بنابراین زمانی که بازار از مفهوم بنیادی جدا شود، ذائقه بازیگران نیز عوض می شود و بازار سهامداران بنیادی را تنبیه می کند. درصورتی که بازار نباید بازیگران منطقی خود را تنبیه کند. حال تغییر سبک و ذائقه بازیگران بازار چه زمانی تغییر می کند؟ برای نمونه باید گفت: زمانی که صنعت ساختمان وارد فاز رکود شود و فعال این صنعت وارد بورس شود طبعا انتظار بازدهی 100 درصد خواهد داشت و کمتر از این میزان بازدهی ، عدم مطلوبیت به همراه دارد و سرمایه گذار تلاش می کند تا شرایطی در بازار فراهم شود تا بازدهی مورد انتظار را کسب کند. این امر منجر می شود تا شرایط فعالیت در بازار سرمایه تغییر کند و در هر دوره شاهد بازدهی برخی از سهام ها باشیم که هیچ منطق بنیادی برای آن وجود ندارد.در این برهه زمانی، سرمایه گذارانی که با دید بنیادی اقدام به خرید برخی سهام شدند، می بینند سهام با بنیاد درجا می زند و سهم های سفته بازی رشد می کند. در نتیجه زمانی که هر بازاری بازیگران اصلی خود را تنبیه کند، شما بازاری خواهید داشت که یک عده بازیگر دارد بدون وابستگی و دلبستگی به بازار خود مثل بازار سال 92 که سهامداران بسیاری درآن تنبیه شدند.باید به این موضوع توجه داشت که در هر بازاری یک عده پیش رو هستند. به موقع وارد و به موقع خارج می شوند اما اگر شما در یک بازار سه دوره پیاپی، گزیده شوید و آخرین گزش هم 4 سال طول کشیده باشد و در تمام مدت چهار سال بازارهای موازی 400 درصد رشد کرده باشد، نتیجه آن می شود بازاری که بازیگران اصلی تنبیه شده اند و عده ای صرفا با دید کوتاه مدت وارد و خارج می شوند. در شرایط فعلی هم با ورود نقدینگی های جدید، پارادایم های جدید ایجاد شده است مثل شرکت خواری که منجر شده حقوقی ها نگران این باشند که شرکت ها را از دست ندهند.

برخی اعتقاد دارند بازار با سبک های جدید در حال ادامه حیات است و آینده از آن معاملات الگوریتمی است.نظر شما چیست؟

معاملات الگوریتمی را می توان یکی از تحولات بازار دانست. سهم قابل توجهی از معاملات بازار، اکنون به صورت الگوریتمی است و بسیاری از بازیگران با استقاده از این روش معاملاتی، اکنون ناشناخته اند که بعد ها می توانند بازار را با مشکل روبرو کنند. معاملات الگوریتمی سیر دگرگونی ای است که بازار داشته و بازار از لحاظ شکلی در حال تحول است. کافی است یک برگشت به عقب داشته باشیم. مروری بر دوران رونمایی از معاملات آنلاین و اکنون معاملات الگوریتمی. بدیهی است که در آینده این سبک معاملاتی سهم قابل توجهی در معاملات بازار خواهد داشت. افرادی که اکنون وارد بازار می شوند، عمدتا طیف آشنا به دیجیتال هستند و اصالتا بازیگران بازار تمایل دارند تا به فضاهای جدید و دیجیتال وارد شوند و اساس دیجیتال در بازارهای مالی، شرایط متفاوتی نسبت به یک دهه قبل دارد. شاهد این مدعا نیز ارزهای دیجیتال است. همه این ها کمک می کند تا جو بازار بپذیرد تا معاملات به سمت الگوریتم و شاخص های عددی تغییر مسیر دهد همچون دوره های سینوسی که اکنون شدت آن افزایش یافته و در حدود سال های 86-85 که بازار با موضوع رشد و افت یکباره تا حد زیادی بیگانه بود و بازیگران نیز این توان را نداشتند. اما الان بازیگران بازار برای رفتارهای سینوسی و ورود و خروج های شتاب زده، آمادگی دارند و این بخشی از بازار نئوکلاسیک است.

روند عدم تعادل های لحظه ای جزء غیرقابل تفکیک بازار و اصالت یک بورس است است و نمی توان با ضوابط دیگر وارد این بازار شد. این عدم تعادل در بازار سرمایه در کنار عدم تعادل های استراتژیک در حوزه اقتصاد سیاسی، وقتی همراه هم حرکت کند، دو ضریب فرکانس نزدیک به هم در یکدیگر ضرب می شود و منجر به ایجاد ناپایداری بیشتری می شود. در اقتصاد هر چه کلیت اقتصاد کم تنش تر و با ثبات تر باشد، رفتار بازار سرمایه منطقی تر خواهد بود.

بیشتر توضیح می دهید؟یعنی دوران معامله سهام به صورت سنتی و بلند مدت تمام شده؟

زمانی که یک بازار نامتعادل را کنار یک اقتصاد کلان با تکانه های بالا داشته باشیم، خواهیم دید که اقبال برای ورود مدل های الگوریتمی که در لحظات خاص و دوران خاص بر مبنای همین رفتارهای سینوسی بتوانند بازده شکار کنند زیاد می شود. این ها در کنار یک فضای مبهم آینده، منجر می شود تا سبد سرمایه گذاری ها به صورت افراطی تمایل به کوتاه مدت داشته باشد، یعنی عملا فلسفه بازار در سرمایه گذاری بلند مدت با خطر انقراض روبرو می شود.

تلقی من این است که سبک معاملاتی باید به سمت الگوریتم رفته و فعالان بازار دیر یا زود به طور گسترده با این پدید مواجه خواهند شد. بنابراین، استقرار قوانین و سیستمی منطبق با این الگوی معاملاتی از اهمیت به سزایی برخوردار است.


نظرات