نوشتاری از علیرضا باغانی در عصر ایران بورس را یاد بگیرید و به نمایشگاه بیائید ؛ به این چند دلیل... بورس راهی جز رشد ندارد... مردم چاره ای جز یادگرفتن بورس ندارند... از همین نمایشگاه شروع کنید... پیشنهاد می کنم برای یادگیری بورس از دوم تا پنجم اردیبهشت سری به دوازدهمین نمایشگاه بازار سرمایه بزنید... برخی ها از برگزاری این نمایشگاه انتقاد کرده اند ، به ویژه آن که زمانی برگزار شده که کشور با مشکلات زیادی مواجه است.از یک طرف مردم بسیار زیادی در شمال، غرب و جنوب کشور از سیل آسیب مادی و معنوی دیده اند و از طرفی مردم با مشکل بزرگی به نام تورم دست و پنجه نرم کرده و روزهای سختی را می گذرانند…

علیرضا باغانی

سال 97 بورس که با بازدهی 86 درصدی خاتمه پیدا کرد و در عمل این بازار نتوانست در برابر سایر بازارهای سرمایه گذاری در دسترس ، حرفی برای گفتن داشته باشد ؛ مثل طلا ، سکه ، ارز و حتی مسکن...

اما سال 1398 برای بورس با شرایط خاصی استارت خورده و در 30 روز که تنها نیمی از آن روز کاری بوده ، شاخص بازار سهام 12 درصد رشد کرده است!

شروع سال جدید مصادف شد با ادامه تورم در بازار کالا و رشد قمیت ها را به وضوح می توان در بازار فولاد که حتی تا 30 درصد رشد قیمت را تجربه کرده ، رصد کرد و همین طور برخی از فرآورده های پتروپالایشگاهی.

بورس راهی جز رشد ندارد...

روزگار ، روزگار تورم است و در روزگار تورمی چاره ای جز رشد بورس نیست به ویژه آن که الان شما دست روی هر چیز که بگذارید می گویند حباب است ، مثلا همین سکه می گویند برمبنای نرخ دلار و قیمت اونس جهانی 600-700 هزار تومانی حباب دارد.پس اگر چه بورس هم مثل مسکن یک دارایی مبتنی بر ریال است ولی همچنان ارزان مانده و از تورم عقب تر.

وقتی قیمت رب گوجه فرنگی 4 برابر می شود ، سیب زرد بیش از سه برابر و خرید پیاز آرزوی خیلی ها ؛ بورس را از رشد چه باک؟!

در بورس ما نماینده 40 صنعت تولیدکننده یا واسطه گری حضور دارد و محصولات همین شرکت های تولیدی اینک با تورم قیمتی مواجه شده است.پس اگر ما وضعیت اقتصادی خوبی نداریم و این روزها تولید در ایران با دست اندازهای زیادی مثل کمبود مواد اولیه ، نبود سرمایه در گردش کافی ، عدم دسترسی کافی به ارز ارزان قیمت و ده ها مشکل و مانع دیگر مواجه است ، اما به هر حال نرخ فروش شرکت ها افزایش پیدا کرده و در برابر این افزایش نرخ ها ، بورس و سهام نیز در حال تطبیق خود با واقعیت های اقتصادی است.

به تعبیری واضح تر بورس چاره ای جز رشد ندارد ، نه به خاطر رونق تولید ملی بلکه به خاطر تورم واقعی که در کشور اتفاق افتاده و بی محابا در حال ادامه مسیر است و در سال 98 هم نشانه هایی از جدی بودن خود را به منصه ظهور رسانده...

مردم چاره ای جز یادگرفتن بورس ندارند...

مردم ایران هم چاره ای جز یادگرفتن بورس ندارند.بورس را باید به عنوان یک علم و تخصص یاد بگیریم و در آن سرمایه گذاری کنیم تا تندباد تورم ما را با خود نبرد!

خرید سکه ، طلا ، ارز و مسکن محدودیت های خاص خودش را دارد.شما چقدر می توانید دلار بخرید و در گاوصندوق و صندوق امانات خود بگذارید؟ تازه چون شما در ایران زندگی می کنید نگهداری این میزان ارز ، هم به لحظ امنیتی ریسک هایی دارد و هم به لحاظ مقررات یک اقدام پذیرفته شده نیست و هم این که خرید و نگهداری آن چون یک دارایی فیزیکی است ، محدودیت هایی را دارد.اصلا فرض کنید همین فردا مشکلات ما با آمریکا حل شد ؛ آن وقت دلار ؛ چند؟؟

ولی در آن روز که این اتفاق فرضی رخ دهد بورس بازهم رشد می کند ، حتی بیشتر از ارقام فعلی.چون آن وقت قرار است چرخ تولید کشور واقعا بچخرد ؛ مثل سال 92 که با انتخاب حسن روحانی و آغاز پروژه تعامل با دنیا و متعاقب آن برجام ، بازار سرمایه کشور بیش از پیش رشد کرد.

سکه نیز که می گویند حباب دارد و طلا هم ایضا.مسکن که وارد رکود معنا داری شده و خرید و فروش یک آپارتمان معمولی در تهران یک میلیارد تومان نقدینگی می طلبد!!

بنابراین ما مثل مردم جهان محکوم به یادگرفتن بورس هستیم.بورس به اقتصاد ما کمک می کند تا پول به چرخه تولید بازگردد.اگر یک سرمایه گذار سهام شرکتی را بخرد و به مدت طولانی در آن سهم بماند ، به طور غیر مستقیم پول را وارد چرخه تولید کرده است ، یعنی هم کمک کرده که کارخانه ای سرپا بماند و هم این که پول خود را وارد بازاری کرده که تورم زا نیست بلکه محرکی است برای اقتصاد.

جالب است بدانید که در کشور 325 میلیون نفری آمریکا 92 درصد مردم در بازارهای مالی سرمایه گذاری کرده اند ، با وجود این که جمعیت آمریکا فقط 4.3 درصد جمعیت جهان است، این کشور مالک 33.4 درصد ثروت جهانی در بین کشورهای دنیاست!

بازارهای مالی در آمریکا به معنی بورس است یا بازارهای معامله ارز یا اوراق قرضه.

در کشور ما هم ابزارهای مالی خوبی در همین بورس مثل اوراق قرضه و البته با رعایت موازین شرعی طراحی شده است.به هر حال ما باید بپذیریم که در اقتصاد عملکرد خوبی طی سال های گذشته نداشته ایم که نتیجه آن شده نابسامانی های موجود.اگر پول مردم به جای آن که سال ها در بانک ها صرفا رسوب نقدینگی ایجاد کند مثل همین کشورهای غربی وارد بازارهای متشکل مالی مثل بورس می شد الان اقتصاد کشور با چند تلنگر به این شکل آشفته نمی شد.

همان طور که از سال ها پیش تاکید شده ، راهکار برون رفت از تلاطمات اقتصادی رونق تولید ملی است و هم اکنون بیش از 600 بنگاه اقتصادی که نماینده 40 صنعت کشور هستند در بورس حضور دارند ، پس بورس و رونق بازار سهام تنها راه چاره درمان این اقتصاد بیمار است ، دست کم در جلوگیری از رشد نقدینگ کاذب.

خیلی ها از نگارنده می پرسند که یادگیری بورس سخت است و فعالیت در بورس بسیار پرریسک.

این حرف درست است ، اگر شما ندانسته و بدون علم کافی در بورس سرمایه گذاری کنید ، بدون تردید نتیجه ای جز ضرر برای شما در بر ندارد.

بورس یک دانش مالی است و کسی که می خواهد در آن فعالیت کند باید هم ساختار فعالیت این بازار را بلد باشد و هم علم خواندن صورت های مالی و حتی علم تکنیکال و ...را بداند.

اما با توسعه بازار سرمایه و ایجاد ساختارهای قانونی متنوع در آن از سال ها پیش ابزارهایی در بورس طراحی شده که ساده و در دسترس همه مردم است و از طرفی دیگر ، ریسک های سرمایه گذاران را به حدقل رسانده و ریسک سرمایه گذاری در برخی از این ابزارها حتی صفر است.

به عنوان مثال همین صندوق های سرمایه گذاری که بارها در همین نوشتارهای بورسی به آن ها اشاره کردیم که به طور غیر مستقیم و با ریسکی بسیار کم شما را از بازدهی های خوب بازار سرمایه بهره مند می کند.

از همین نمایشگاه شروع کنید...

پیشنهاد می کنم برای یادگیری بورس از دوم تا پنجم اردیبهشت سری به دوازدهمین نمایشگاه بازار سرمایه بزنید.

برخی ها از برگزاری این نمایشگاه انتقاد کرده اند ، به ویژه آن که زمانی برگزار شده که کشور با مشکلات زیادی مواجه است.از یک طرف مردم بسیار زیادی در شمال، غرب و جنوب کشور از سیل آسیب مادی و معنوی دیده اند و از طرفی مردم با مشکل بزرگی به نام تورم دست و پنجه نرم کرده و روزهای سختی را می گذرانند.

اما به اعتقاد من وجود این مشکلات نباید مانعی برای برگزاری نمایشگاه بورس باشد البته اگر تا حد امکان از تشریفاتی بودن آن بپرهیزیم و از هزینه های غیر ضروری پرهیز کنیم.به هر حال اگر می خواهیم بازار سرمایه ای سرپا داشته باشیم و مردم در آن سرمایه گذاری کنند تا تورم رشد نکند ، نقدینگی باید در جای خودش مهار شود و بخش تولید کشور جان بگیرد ، حتی نباید اجازه دهیم پول خردهای مردم راهی جز بورس پیدا کنند.باید بورس را به مردم معرفی کنیم و نمایشگاه بورس هم یکی از راه های معرفی بورس به مردم است.

چند درصد از مردم ما می دانند که از طریق صندوق های سرمایه گذاری با درآمد ثابت موسوم به فیکس اینکام ها می توانند در بازار سرمایه بدون هیچ ریسکی سرمایه گذاری کنند و سود ثابت بگیرند ؟ یا این که چقدر از مردم می دانند که قرار نیست برای سرمایه گذاری در بورس صبح تا شب سامانه معاملات بورس را چک کنند که مبادا ضرر نکنند و برای این کار سبدگردان هایی وجود دارند که خیلی خوب در سال های گذشته عمل کرده اند و دارایی های سپرده شده به آن ها رشد کرده است ، یا این که اصلا چقدر از مردم می دانند در بورس ما نهاد مشاور سرمایه گذاری داریم که به سرمایه گذار مشاوره قانونی می دهد و مثل یک دکتر که موظف به ویزیت بیمار در دوره های مختلف است ، مشاور هم موظف به ویزیت های دوره ای سبد سهام سرمایه گذاران است؟

مشکلی که سال های گذشته در نمایشگاه بورس همواره وجود داشته بازدید کننده کم آن است که در حد 10 تا 15 هزار نفر گمانه زنی می شود ، هر چند که چون این رویداد مورد پوشش وسیع رسانه ها قرار می گیرد و در یک هفته مردم هر روز رویدادهای نمایشگاه بازار سرمایه را از طریق رسانه های دیداری و شنیداری و روزنامه ها ، پایگاه های خبری و سایت های اینترنتی می بینند و می شنوند ؛ این خود یک دستاورد با اهمیت است.اما توصیه می کنم که آن دسته از مردم که حتی دارایی های کوچکی دارند به نمایشگاه بورس بروند و از ده ها کلاس آموزشی رایگانی که برای یادگیری الفبای بورس طراحی شده استفاده کنند.

پول نگیرید!

حتی پیشنهاد می کنم سازمان بورس و اوراق بهادار همان حداقل پولی که برای ورودی نمایشگاه از مردم تعیین شده را رایگان کند و خودش بپردازد تا حتی کسی که پرداخت ورودی برایش دغدغه محسوب می شود به نمایشگاه بیاید و با بورس آشنا شود.

بچه های خود را به نمایشگاه بورس بیاوریم حتی بچه هایی که هنوز مدرسه نرفته اند و به آن ها فرهنگ سرمایه گذاری را آموزش دهیم و بگوئیم بورس همان قلک 30 سال پیش ماست که پول های خود را در آنجا جمع می کردیم ، بورس قلک کارایی در عصر جدید است.

بورس و سرمایه گذاری در آن یک فرهنگ است ، فرهنگی که تنها 10 درصد مردم با آن آشنا شده اند و البته فقط حدود 400 هزار نفر ( اشاره به مشارکت کنندگان در عرضه های اولیه و سهامداران فعال) آن را به عنوان یک الگوی سرمایه گذاری دنبال می کنند و این واقعیت تلخ ، عدم برخورداری ما از یک فرهنگ سرمایه گذاری درست را بازگو می کند و همین است که مردم کشور ما با هر تلاطمی در صف خرید دلار ، یورو ، سکه ، طلا و حتی اتومبیل و برخی کالاهای مصرفی قرار می گیرند!

توصیه می کنم به طور حتم برای بازدید از نمایشگاه بورس وقت بگذارید و با علاقه در دوره ها و مباحث آموزشی آن شرکت کنید ، شما در کشوری زندگی می کنید که تورم در همه دوران ها همراه آن بوده و شما باید یاد بگیرید که چگونه ارزش دارایی خود را در برابر تورم حفظ کنید ، حفظ دارایی که البته به شاکله اقتصاد نیم بند کشور آسیبی نزند.

مشارکت کنندگان امسال نمایشگاه بورس را توصیه می کنم به پرهیز از تجملات رایج در نمایشگاه ، هر چند این رویداد ویترینی است از بازار سرمایه کشور و باید در کلاس خاص خود برگزار شود اما با هزینه کم نیز می توان ویوی آبرومندانه ای از بازار سرمایه کشور به نمایش گذاشت و هدف غایی و نهایی جذب مردم به بورس ، برای مبارزه با تورم است و نه چشم و هم چشمی های رایج و ساخت و ساز غرفه های لاکچری.از یاد نبریم که بخش زیادی از مردم کشور در حال گذراندن روزهای سختی هستند.

روزنامه نگار اقتصادی و تحلیل گر بورس

منبع : عصر ایران


نظرات

  • کاسب چی

    ممنون خیلی کارا و جالب بود

    ۱۳۹۸/۳/۴ - ۱۰:۳۶