مهم ترین چیزی که شما می توانید فرا بگیرید این است که باید تصمیماتتان بر اساس نحوه حرکت بازار اتخاذ شود .این تنها راه موفقیت است. اگر تصمیم های شما بر اساس عوامل خارجی صورت پذیرد، قضاوت شما در مورد بازار خدشه دار شده و در نظر داشتن فرصت های مناسب برای سود کردن بسیار دشوار خواهد بود...

بورس 24 : بازار همواره در حال حرکت است، ممکن است حرکت آن کند شده و یا برای مدت کوتاهی متوقف شود ولی هیچ گاه از حرکت باز نمی ایستد. حتی هنگامی که بازارها بسته هستند، قیمت ها در حال تغییر می باشند به گونه ای که ممکن است با قیمتی متفاوت از آنچه روز قبل بسته شده اند، باز شوند.(این مساله آنچنان شکل واقعیت به خود گرفته که شاهدیم بعضی از بازارها 24ساعته باز هستند.)

این سه تصور ساده ما از وارد شدن به بازار، خارج شدن از آن و معامله نکردن، در عمل بسیار سخت خواهد بود چرا که هیچ پایانی برای معاملات قابل تصور نیست و فقط شما هستید که می توانید تعیین کنید در چه زمانی به معاملات خود پایان دهید.

در یک معامله سودآور، لازم است که تصمیم بگیرید که تا چه مقدار برای سود شما کافی است بسیاری از مردم اجازه می دهند که طمع بر آن ها غلبه کند، آن ها، بدون توجه به این که چه مقدار سود کرده اند، درگیر این تصور می شوند که هیچ وقت حد کافی وجود ندارد. اگر 500دلار سود کرده اند ناراحت می شوند که چرا 1000دلار سود نکرده اند. اگر 5000دلار به دست آورده اند، خواهان 6000 دلار هستند. یک شخص طماع هیچگاه راضی نمی شود. مهم نیست که چه مقدار در معامله سود کرده اند، مقدار سود به دست آمده هیچ وقت برای آن ها کافی نیست.

از سوی دیگر در مورد یک معامله زیان ده، یک شخص طماع با وجود یک معامله زیان ده مخالف است زیرا نمایانگر شکست اوست. بنابراین این اشخاص ممکن است چنین وانمود کنند که معامله زیان دهی نداشته اند و خود را متقاعد کنند که بازار برمی گردد و در این معامله سود خواهند کرد. چنین چیزی تا به حال اتفاق نیفتاده است و این اخلاق برای هر معامله گری خطرناک است. چنین واکنشی سریع تر از آنچه که فکر می کنید موجب شکست شما خواهد شد.یک شخص طماع هیچ گاه در محیط بازار بورس موفق نخواهد شد.

این سوال که "چقدر کافی است؟" موجب می شود که بسیاری از افراد درگیر مطالبی شوند که به نظر آن ها بسیار مهم است ، ولی این مطلب هیچ ارتباطی به حرکت و یا پتانسیل بازار در یک جهت مشخص ندارد.

این مطالب عبارتند از:

  1. چرا و چه مقدار پول احتیاج دارم؟
  2. آیا حقیقتا می توانم تحمل از دست دادن این مقدار پول را داشته باشم؟
  3. چه مقدار به توانایی های خود در معامله اعتماد دارم؟
  4. پول برای شما چقدر اهمیت دارد؟

مواجه شدن با این مطالب بسیار سخت است زیرا آن ها موجب بدبینی شما نسبت به بازار می شوند. این ها مطالب شخصی هستند که مورد نظر شخص شما بوده و نفوذ بسیاری بر تصمیمات اتخاذ شده از سوی شما در مورد بازار دارند ولی نباید چنین باشد چرا که آن ها هیچ ارتباطی با نحوه و میزان حرکت بازار ندارند.

بیایید برای لحظاتی در این مورد فکر کنیم برای مثال، آیا این مطلب که شما در حساب خود 4200 دلار پول دارید ، هیچ ارتباطی با نحوه و میزان حرکت بازار دارد؟ خیر به هیچ وجه. آیا این مطلب که شما برای خرید یک اتومبیل جدید به پول احتیاج دارید، دلیل این می شود که در معامله خود در بازار سود کنید؟ مشخصا خیر.

ولی مشکل اینجاست که بسیاری از افراد در هنگام معامله این فاکتورها را در معاملات خود دخیل می کنند. این مطالب تبدیل به فاکتورهایی می شوند که تعیین کننده زمان ورود و خروج آن ها از بازار خواهد بود و همانگونه که می بینید این اشتباهی بزرگ است. بازار اهمیتی به این نمی دهد که شما به پول احتیاج دارید یا نه و برایش مهم نیست که بداند به چه علت به پول احتیاج دارید؟

به همین علت است که شما از معامله گران موفق می شنوید که فقط با مقدار پولی معامله کنید که توانایی تحمل از دست دادن آن را داشته باشید. به عبارت دیگر اگر شما به مقدار پول خود که در بازار به جریان می اندازید ،احتیاج نداشته باشید مطمئنا در بهترین حالت ممکن قرار دارید.بنابراین آن مطالبی که بر دیدگاه شما در مورد بازار موثر می شوند، به راحتی قابل تحمل و رویارویی خواهند بود.

ولی از طرف دیگر اگر با پولی معامله می کنید که قرار است از طریق آن اقساط خود یا شهریه دانشگاه فرزندان خود را پرداخت کنید مطمئنا این مسائل در تصمیم گیری و قضاوت های شما تاثیر گذاشته و موجب می شوند که نتوانید فرصت های مناسب را در بازار به روشنی ببینید.

علتی که شما به یک معامله در بازار وارد می شوید بدین جهت است که شما فکر می کنید که بازار در جهتی حرکت می کند و شما می توانید در جهت این حرکت سودی به دست آورید.وارد شدن به بازار به این دلیل که به خاطر رفتن به تعطیلات پول لازم دارید، نتیجه خوبی در برنخواهد داشت. لطفا این موضوع را به خاطر بسپارید.

چیزی که مسئله را سخت تر می کند این است که بازی وقتی شروع می شود که وارد بازار شوید و هنگامی تمام می شود که از بازار خارج شوید .این مسئله به تمام افراد آزادی بسیاری می دهد. شما آزادید که به دلخواه خود در این بازی شرکت کنید.

شما می توانید به هر علتی که بخواهید وارد بازار شوید ، می توانید با دیدن یک سیگنال قابل اعتماد تکنیکی وارد بازار شوید و یا فقط به خاطر باریدن باران وارد شوید!!!اگر شما به هر دلیلی بخواهید وارد بازار شوید، هیچ کس مانع شما نخواهد شد یا همانگونه که در مورد آن قبلا صحبت کردیم می توانید فقط به این علت که می خواهید خانواده تان را تعطیلات ببرید، این کار را انجام دهید.

چنین چیزی در مورد خروج از بازار نیز صادق است .بازی وقتی تمام می شود که شما تصمیم به پایان آن بگیرید .مگر این که کارگزار ، شما را به علت بدهی از بازار خارج کند. دوباره می گوییم که در بازار سهم آزادی زیادی برای معامله گران وجود دارد و این آزادی برای بسیاری از افراد به خصوص معامله گران تازه کار تجربه ای تازه است که شانس داشتن آن همیشه وجود ندارد.

مهم ترین چیزی که شما می توانید فرا بگیرید این است که باید تصمیماتتان بر اساس نحوه حرکت بازار اتخاذ شود .این تنها راه موفقیت است. اگر تصمیم های شما بر اساس عوامل خارجی صورت پذیرد، قضاوت شما در مورد بازار خدشه دار شده و در نظر داشتن فرصت های مناسب برای سود کردن بسیار دشوار خواهد بود.

برگرفته از کتاب کیش و مات ( اسرار روانشناسی موفقیت در معاملات بورس) اثر لاری لوین