علیرضا باغانی سهامداری که با تبلیغات گسترده دولت درباره سرمایه گذاری در بازار سهام به بورس آمده چه می داند که در پس پرده افت های اخیر چه می گذرد؟او اعتماد کرده و به حرف وزیر وقت اقتصاد ، به حرف رئیس جمهور و به حرف سخنگوی وقت دولت گوش داده. او البته تنها با حرف بی گدار به آب نزده و مصوبات شورای عالی هماهنگی اقتصادی که با حضور سران قوا تشکیل می شد و همچنان برگزار می شود را دنبال کرده است.در چند جلسه پیاپی از این نشست های عالی رتبه بر لزوم مهار نقدینگی از طریق بورس تاکید شد و از دل این جلسات مصوبات خوبی هم مثل کاهش مالیات نقل و انتقال سهام از ٠.۵ درصد به ٠.١ درصد و مشوق هایی برای افزایش سرمایه شرکت هایی که سود را به حساب سرمایه ببرند و چند مصوبه خوب دیگر ، بیرون آمد.

علیرضا باغانی

سهامداری که با تبلیغات گسترده دولت درباره سرمایه گذاری در بازار سهام به بورس آمده چه می داند که در پس پرده افت های اخیر چه می گذرد؟او اعتماد کرده و به حرف وزیر وقت اقتصاد ، به حرف رئیس جمهور و به حرف سخنگوی وقت دولت گوش داده.

او البته تنها با حرف بی گدار به آب نزده و مصوبات شورای عالی هماهنگی اقتصادی که با حضور سران قوا تشکیل می شد و همچنان برگزار می شود را دنبال کرده است.در چند جلسه پیاپی از این نشست های عالی رتبه بر لزوم مهار نقدینگی از طریق بورس تاکید شد و از دل این جلسات مصوبات خوبی هم مثل کاهش مالیات نقل و انتقال سهام از 0.5 درصد به 0.1 درصد و مشوق هایی برای افزایش سرمایه شرکت هایی که سود را به حساب سرمایه ببرند و چند مصوبه خوب دیگر ، بیرون آمد.

سهامداری که با دیدن همه این رخداد ها و با استناد به حرف های مسئولین به بورس آمده از کجا خبر دارد که حقوقی ها سهم نقد کردند و از کجا می داند که برخی مدیران بازار سرمایه نگران حباب بودند ، درست زمانی که او در حال خرید بوده!

او مقدار پولی داشته که می توانسته با آن چیزهای دیگری مثل طلا ، ارز ، سکه و حتی زمین و آپارتمان بخرد ، اما به بورس آمده و حالا از بد روزگار ضرر کرده!

ضرر سهامدار در بورس ما تراژدی غم انگیزی است که در دوره های رونق بازار سرمایه اتفاق می افتد و با بالا آمدن بورس عده زیادی در زمان اوج قیمت ها وارد بورس می شوند و در نهایت این سرمایه گذاری به ضرر سرمایه گذار منتج می شود ، سال هاست که این سریال تکراری در بورس ما اتفاق می افتد ولی امسال رشد بورس ما یک تفاوت عمده با دوران های گذشته دارد و این بار نباید دولت اجازه زیان کردن سرمایه گذاران را بدهد.

امسال دولت فراخوان های متعددی را برای ورود سرمایه گذاران به بورس صادر کرد و مدعی شد که برنامه مهار نقدینگی از طریق بازار سرمایه را دارد.نگارنده هم معتقدم که بورس نباید روزی 5000 واحد رشد می کرد و آن رشد های هیجانی از اساس درست نبود اما ای کاش در آن روزهای پر رونق ، هیجان بازار با مکانیزمی مثل عرضه های اولیه کنترل می شد.آن روزها که همه برای خرید سهم صف می کشیدند ، چرا شرکت های بزرگ وارد بازار نشدند ، مثل همین گهر زمین که در یک روز بیش از 400 میلیارد تومان نقدینگی بلعید.

چرا الان باید برخی از مسئولان بازار از واژه رشد هیجانی و حبابی بودن بورس و لزوم فرونشاندن عطش آن با عرضه سخن بگویند!؟مگر نه این که 1600 هزار میلیارد تومان نقدینگی در کشور داریم که در حدود یک سال گذشته همه بازارهای ارز ، طلا ، سکه و مسکن را ملتهب کرد و مگر نه این که قرار بود بخشی از این نقدینگی وارد بورس شود تا بخش تولید کشور تقویت شود؟

به اعتقاد نگارنده بورس ترسیده!از عدم حمایت دولت؟از فروش حقوقی های وابسته به دولت! از این که دیگر خیلی وقت است که دولتمردان حرفی درباره بورس نمی زنند ، یا این که تصمیمی درباره بورس نمی گیرند.

فقط اخیرا وزیر جدید اقتصاد از عرضه های جدید در بورس سخن گفته!در حالی که موعد عرضه های اولیه بزرگ مدت هاست که گذشته.درست است که در عرضه های اولیه مردم هرچند به شکل قطره چکانی سود می کنند اما از یاد نبریم که این عرضه ها بخش زیادی از نقدینگی موجود در بورس را درگیر خود می کند و البته پس از چند روز یک شرکت دیگر هم به جمع شرکت های منفی بورس اضافه می شود.

بیایید برای یکبار هم که شده فلسفه بورس را برای مردم روشن کنیم.قبل از هر چیر به آن ها بگویئم به بورس باید نگاه بلندمدت داشته باشند ، هر چند بازیگران حرفه ای بازار حق دارند که نوسان گیری کنند و حضور این نوع از سرمایه گذاران در بازارهای مالی دنیا پذیرفته شده است.سپس سیاست های خود را در بورس روشن کنیم ، مثلا اگر سال 93 برای نرخ خوراک پتروشیمی ها فرمولی 10 ساله تعیین کرده ایم ، الان چراغ خاموش نرخ خوراک را از 10 سنت به 13 سنت افزایش ندهیم.یا مثلا حالا که قیمت فولاد رشد کرده از گران کردن مازاد آب و برق آن ها صحبت نکنیم و یا به فکر افزایش بهره مالکانه معادن نباشیم.

حرف نگارنده مشخص است،بورس صداقت اقتصادی را از مسئولان طلب می کند.اگر سیاست های اقتصادی ما به رغم شرایط سخت تحریم ها مشخص بود و اقتصاد مقاومتی به عنوان یک سند راهبردی مشخص و راهگشا در کشور ایران پیاده می شد ، الان بورس می توانست کانون جذب سرمایه های سرگردان باشد اما هنوز سهامداری که سهم ارزنده یک پتروشیمی ، یک سنگ آهنی ، یک فولادی و یا یک سیمانی را خریده باید نگران دستکاری در فضای کسب و کار آن بنگاه اقتصادی توسط دولت باشد.

این درست است که بورس بر اساس متغیرهای اثرگذاری مثل نرخ ارز ، میزان تورم و شرایط سیاسی افت و خیز می کند ولی ما باید این را ثابت کنیم که بورس برای ما مهم است ، آن قدر مهم که حاضر نیستیم به طور مداوم منفی باشد یا این که منفی های بزرگی را تحمل کند.بورس نمایندگان 40 صنعت برتر کشور را در دل خود جای داده است.ما به رغم این که یک درصد جمعیت دنیا را داریم اما از 7 درصد منابع طبیعی جهان برخورداریم و بسیاری از شرکت های بورسی ما از این منابع طبیعی سرشار و ارزشمند برخوردار هستند.پس بورس ما نباید ریزش های طولانی مدت داشته باشد و گزارش های آبان ماه شرکت ها نشان می دهد که اوضاع تولید و فروش شرکت های حاضر در بازار سرمایه خوب بوده ، حتی بهتر از شرایط عادی!پس بیائید به جای شعار بورس را سردادن به واقعیت این بازار توجه کنیم ، واقعیتی به نام ماندگاری بلند مدت سهامدار تا تولید کشور سرپا بماند و حرکت کند.

روزنامه نگار و کارشناس بورس

منبع : عصر ایران