من فضای بورس را تا حدودی می شناسم. من خودم زمانی سهام دو شرکت بورسی را خریدم، اما چون در سال بعد به پول نیاز داشتم آنها را فروختم و سود متعارفی هم عاید من شد...

بورس 24 : سرمایه هوشمند است. این اصطلاحی است، که آن را بارها شنیده ایم. هوش مالی برترین ثروت صاحبان سرمایه است. آنها به شکلی خستگی ناپذیر بازارهای اقتصادی را رصد می کنند و به دنبال مامنی امن برای سود آور کردن سرمایه خود می گردند.

سوالی که برای بسیاری همواره مطرح بوده این است که هنرمندان سینما و تلویزیون به عنوان قشر مهمی از جامعه با پول خود چه می کنند، سرمایه گذاری برای هنرمندان و استارها سینما معنایی دارد یا اینکه آنها تنها به خرج کردن سرمایه می اندیشند؟ آشنایی آنها با سرمایه گذاری در بازارهایی همانند بورس، مسکن، طلا و ارز و... تا چه میزان است. به همین بهانه به سراغ رامین ناصرنصیر بازیگر محبوب سال های دور و نزدیک تلویزیون رفتیم تا نظر او را در این باره جویا شویم.  

او در این گفتگو هنرمندان را افرادی با شم اقتصادی پایین دانست و یکی از دلایل بیگانه بودن مردم با سرمایه گذاری های اقتصادی را تصمیمات بعضا اشتباه دولت و غیر شفاف بودن اقتصاد عنوان کرد. گفت و گوی جدی ما با این بازیگر سینما و تلویزیون را در ادامه می خوانید:

اینکه هنرمندان کشور به سرمایه گذاری در بورس و یا فضاهای اقتصادی میل و رغبتی نشان نداده اند، بیشتر اثر ریسک بالا در اقتصاد ایران است، یا موضوع سلیقه ایی است؟

من در مورد هنرمندان این تقسیم بندی ها را قبول ندارم. باید دقت داشت و پذیرفت که هنرمندان دارای روحیات مختلفی هستند. کار هنر با جنبه روحی و روانی سر و کار دارد. هنرمندان معمولا به نوع فضاهایی که فکرشان را مشغول می کند و برای آنها ناشناخته و یا بیگانه باشد ورود نمی کنند.

نکته مهم تر اینکه کار هنری و خصوصا پروژه های بلند مدت زمان بر است. هنرمندان نیز دیگر فرصتی برای مشارکت در بورس و یا فضاهای اقتصادی نخواهند داشت. خیلی سخت است که ذهن و وقت خود را بین آنها تقسیم کنند. پس باید در نظر داشت، هر کاری آدم خودش را می خواهد.

پس این که بیشتر هنرمندان و یا ورزشکاران  تمایل دارند رستوران و یا کافی شاپ داشته باشند و به نوعی سرمایه خود را به این جاها منتقل می کنند به همین دلیل است؟  

بله ممکن است، همین طور باشد. چون اغلب هنرمندان به اداره و سرمایه گذاری در رستوران ها روی می آورند. شاید چون شم اقتصادی بالایی ندارند و یا تجربه به آنها نشان داده پول و سود در رستوران داری است. البته علاقه و ذائقه مردم شهرهای بزرگ هم به خوردن غذا در رستوران ها مزید بر علت شده است.

با این حال باید سهم هنرمندان در سرمایه گذاری حوزه های اقتصادی کم باشد.

این موضوعی نیست که بشود، به صورت قاطع در موردش اظهار نظر کرد. چون اطلاع کامل و جامعی نداریم. مثلا آقای علیرضا حیدری ملی پوش سابق کشتی ایران در حال حاضر کار اقتصادی می کند و کمتر کسی از این موضوع خبر دارد.

تا آنجا که من خبر دارم ایشان معدن دارند و شنیدم ازاین فعالیت خود نیز سود مناسبی دریافت می کنند. پس ما نمی توانیم محکم بگوییم هنرمندان سهم کمی در فعالیت های اقتصادی جامعه دارند. تصورمی کنم حضور هنرمندان در عرصه های اقتصادی انعکاس اجتماعی مناسبی نداشته است.

چرا دولت مردان ایران نتوانسته اند از جامعه هنری ایران برای شرکت مردم در سرمایه گذاری اقتصادی کمک بگیرند؟

در اغلب کشورهای دیگر آنها اقتصاد روشن و شفافی دارند و البته اینکه هنرمندان هم درآمد های هنگفتی دارند. مثلا یک هنرمند هالیوودی برای یک جشن تولد دوستش ممکن است یه جزیره به آن هدیه بدهد. کل هزینه یک سال سینمای ایران اندازه ساخت یک فیلم هالیوودی است، اما در ایران تعداد انگشت شماری هنرمند هستند که در آمد نجومی داشته باشند.

در ایران هم فعالیت های اقتصادی آنقدر قوی نیست که بازده مناسبی داشته باشد. شاید دولتمردان نیازی نداشتند که برای جلب اعتماد مردم در سرمایه گذاری ها از هنرمندان کمک بخواهند. در نهایت به نظر من اگر دولت در این خصوص برنامه ای داشته باشد، مطمئنم جامعه هنری به کمک دولت خواهد آمد.

شما با بورس و خرید اوراق بها دار آشنا هستید؟

بله من فضای بورس را تا حدودی می شناسم. من خودم زمانی سهام دو شرکت بورسی را خریدم، اما چون در سال بعد به پول نیاز داشتم آنها را فروختم و سود متعارفی هم عاید من شد.

وقتی سهام می خرید باید دائم بازار را رصد کنید که چه زمانی باید سهم را بفروشی. اینکه یک موقع ضرر نکنی. من که این کاره نبودم. ما هم البته بورس مطمئنی نداریم. به قول معروف قیمت ها آنجا بادکنکی است!اما در مجموع خاطرات جالب و متفاوتی از بورس دارم.مخصوصا هیجانی که داشت خیلی جالب بود و البته وقتی سود می کرد خیلی لذت بخش بود.

شما با ورود هنرمندان به عرصه تبلیغات موافق هستید؟

چرا باید مخالف باشم، در کشورهای دیگر این یکی از راه های متداول و مرسوم برای بازیگران است. از این راه هردو طرف شرکت تجاری و هنرمند منتفع خواهند شد. اما در ایران متاسفانه در این خصوص سیاست های مشخصی وجود ندارد.

در چند سال گذشته ورود هنرمندان به تبلیغات ممنوع بود، اما الان با وجود محدودیت ها هستند، هنرمندانی که در این عرصه فعال هستند و از این راه درآمد هایی کسب می کنند.

این یک مورد است که هنرمندان می توانند به تولید کنندگان و به نوعی کسب و کار و اقتصاد کمک کنند، اما با تصمیمات خلق الساعه برخی از مسئولان این فرصت از دو طرف سلب شده است.

آیا دولتی بودن اقتصاد ایران باعث بوجود آمدن برخی از این مشکلات نشده؟

قطعا همین طوراست. این دولتی بودن اقتصاد در ورود سرمایه گذار خصوصی به بخش های مختلف تاثیرمنفی بسزایی داشته است.

حداقل من در بخش سینما و تلویزیون شاهد بودم که هر گاه بخش خصوصی با بخش دولتی خواسته رقابت کند، شکست خورده و این به نفع دولت نیست. به اعتقاد من باید کمک کنند بخش خصوصی تاثیر بیشتری در اقتصاد کلان ما داشته باشد.

چرا کمتر پیش آمده یک هنرمند با یک مدیر اقتصادی و یا مدیر یک شرکت دولتی کار کند؟

به هر حال باید پذیرفت که ما در جامعه ایی زندگی می کنیم که سیاست زده است. بنابراین هنرمندانی که می خواهند وارد این عرصه شوند، شاید ترس و دغدغه این را داشته باشند که چون پای دولت وسط است، انگ جناحی بودن به آن هنرمند وارد شود.

چرا که این موضوع می تواند ضربه و لطمات جبران ناپذیری برای وجه کاری و شخصیتی هنرمند داشته باشد. هر چند که الان برخی از هنرمندان در جاهایی مثل شورای شهر و بخش های دولتی دیگر نیز کارمی کنند.