این در حالی بود که درآمدها در سطوح قبلی ثابت ماندند. رشد نرخ بهره بانکی، علاوه بر تورم رسوب کرده در صورت های مالی شرکت ها، توقع سهامداران از روند صعودی آینده را کاست و کوچ سرمایه از بازار سرمایه رسما کلید خورد

ا قتصاد ایران به دلیل وابستگی به نفت و مشتقات نفتی به طور مستقیم از نوسانات قیمت نفت اثرپذیر است. به طوریکه اگر درآمدهای نفتی دولت افزایش یابد در پی افزایش بودجه عمرانی؛ تولید و توسعه در کشور به وضوح دیده خواهد شد و در زمان کاهش قیمت نفت مطابق آنچه در دو سال اخیر رخ داده است با توجه به ضعیف بودن بخش خصوصی، مشکلات اقتصاد کشور بیش از پیش نمایان می گردد. همچنین تولید ناخالص داخلی، وابستگی شدیدی به ارز دارد که به دلیل پایین بودن ارزش پول ملی، نوسانات ارز در اقتصاد ایران اهرمی قوی تلقی می شود و به همین دلیل نمی توان از کنار نرخ ارز به راحتی عبور کرد. این در حالی ست که عوامل سیاسی داخلی و خارجی نیز بر روند بورس تهران طی 7 سال اخیر اثرگذار بوده اند.

سعی خواهد شد اثر این فاکتورها بر بازار بورس اوراق بهادار در قالب نمودار بررسی شده و دلایل هر یک از نوسانات را شرح دهیم.

نفت در سه دوره صعود ، ثبات (نوسان) و نزول را در طی سالیان اخیر تجربه کرد به طوریکه نفت تگزاس از 30 دلار به بالای 110 دلار برای هر بشکه برسد و سپس در مسیر نزولی به زیر 30 دلار برای هر بشکه نفوذ کند. این در حالی ست که قیمت نفت اوپک و برنت نیز دچار نوسانات مشابه شدند.

برای دلار امریکا نیز شرایط پر تلاطم بود. در دوره 7 ساله مورد بررسی قیمت های سقف و کف از کمتر از 1000 تومان شروع می شود، جهش روانی و اثر گذار از لحاظ روانی از رقم 2000 تومان آغاز می گردد و تا 3600 تومان ادامه خواهد داشت، سپس نزولی تا 2900 تومان اتفاق می افتد و در در نهایت در یک روند کند به 3500 تومان فعلی می رسد.

سایر عوامل اثرگذار بر بازار سرمایه را می توان به دو دسته عوامل سیستماتیک و غیر سیستماتیک طبقه بندی کرد. در بلند مدت اثرات عوامل سیستماتیک بر بازار بورس بیش از عوامل غیر سیستماتیک می باشد. (عوامل غیر سیستماتیک عواملی ست که از داخل شرکت ها و بازار سرمایه نشات می گیرد مانند فروش، سود، مالیات و غیره)

با توجه به عوامل اثر گذار می توان چندین نقطه زمانی مهم را در طول این 7 سال علامت گذاری کرد. به عبارت دیگر با لحاظ نقطه شروع (دی ماه 87) و نقطه فعلی (شهریور ماه 95) ، هشت برهه زمانی با اهمیت در تاریخچه بازار بورس می توان یافت که اتفاقات مهم و نوسانات با اهمیت در آن رخ داده است که در ادامه این هشت بازه زمانی که در شکل علامت گذاری شده اند را تفسیر می کنیم.

در نمودار اثر عوامل سیستماتیک؛ اندازه پیکان های رسم شده در نمودار، میزان اثر پذیری شاخص کل از پارامتر مورد نظر را مشخص می کند. همچنین جهت پیکان، نوسانات مربوط به پارامتر را نشان می دهد. در این نمودار روند شاخص کل در 8 بازه زمانی نشان داده شده است.

در دوره نخست یعنی از دی 87 تا مرداد 89، نفت عامل تعیین کننده برای شاخص بود. در این دوره شاخص کل با نفت خام کرولیشن بالایی حدود 0.81 داشت به طوریکه با صعود قیمت نفت از 30 دلار در دی ماه 87 تا حوالی 120 دلار در اردیبهشت 90، بازار بورس هم رشد مناسبی را تجربه کرد و شاخص کل تقریبا 3 برابر شد.

در دومین دوره، با شروع دوره ثبات نفت در محدوده 80 تا 110 دلار برای هر بشکه (مطابق نمودار 7 ساله نفت) میزان اثر پذیری شاخص از نفت کمتر شد و این بار دلار پیشرو شد. نرخ ارز از دی 87 تا اردیبهشت سال 90 اثر مستقیم و قابل اعتنایی بر بازار بورس داشت.

در دوره سوم همبستگی دلار با بازار بورس در مقطعی بین اردیبهشت 90 تا مرداد 91 کاهش یافت که منجر به استراحت شاخص بورس در این بازه گردید. اگرچه دلار در این مدت در حال افزایش بود اما در ابتدای راه در سطح جامعه کمتر کسی رشد نرخ ارز را واقعی و جدی می دانست و عدم باور پذیری افزایش قیمت دلار تا سطوح 2000 تومان مانع از تحرکات جدی در بازار سرمایه شد.

در حالی که درچهارمین دوره مطابق نمودار، نفت همچنان در حال نوسان بود و همبستگی پایینیبا شاخص کل داشت اوضاع برای ارز متفاوت بود. بازه مرداد 91 تا خرداد 92 با افزایش کرولیشنارز و شاخص کل تا مرز 0.94 برای خود یک رکورد بالا به حساب می آید به طوریکه با افزایش دلار از 2000 تومان تا 3600 تومان (معادل 83 درصد) جهش 90 درصدی برای شاخص بورس رخ داد و شاخص رقم 45 هزار واحد را طی کمتر از 1 سال تجربه کرد. این رشد عموما به دلیل تورم ایجاد شده در سطح کلان و افزایش بازده مورد انتظار سهامداران رخ داد و به طور خلاصه انتظارات تورمی ناشی از رشد ارز منجر به صعود شاخص کل گردید.

اما دوره پنجم که به دوران طلایی بورس هم شهرت دارد بازه خرداد 92 تا دی ماه 92 ست. از یک سو دلار از سقف 3600 دلاری در حال نزول تا 2900 تومان بود و از سوی دیگر عامل قدرتمندی به نام ریاست جمهوری بر بازار سایه افکنده بود. افزایش امید به بهبود شرایط، رفع تحریم ها و رشد اقتصادی موجب گردید تا شاخص بورس طی این چند ماه، رشد حدود 100 درصدی را به معرض دید عموم قرار دهد و سرمایه گذاری در بورس برای جامعه به یک منبع درآمد و شغل جدید تبدیل شود و سقف 89500 واحدی شاخص نیز در این دوره لمس شد. علاوه بر عامل سیستماتیک معرفی شده در این دوره یک عامل غیر سیستماتیک مهم نیز در این اتفاق نقش داشت. بیش از 65 درصد از شرکت های بازار سرمایه با تراز تجاری مثبت، صادر کنندگانی بودند که از روند صعودی دلار منتفع می شدند و با رشد قیمت ارز، درآمدهای مناسبی در گزارشات دوره ای محقق کردند که سبب جهش P/E بازار و رشد شاخص کل شد.

دوره ششم یعنی دی 92 تا تیر 93 شاخص بورس پس از صعود قابل توجه، در مسیر نزولی قرار گرفته بود و این اتفاق را می توان با ثبات نرخ دلار و یک رخداد غیر سیستماتیک دیگر توجیه کرد. در سال 93 آثار تورمی هزینه ها پس از جهش ارز در صورت های مالی بروز کرد و این در حالی بود که درآمدها در سطوح قبلی ثابت ماندند. رشد نرخ بهره بانکی، علاوه بر تورم رسوب کرده در صورت های مالی شرکت ها، توقع سهامداران از روند صعودی آینده را کاست و کوچ سرمایه از بازار سرمایه رسما کلید خورد.

هفتمین دوره برای شاخص؛ در بازه تیر 93 تا دی ماه 94 با آخرین نبرد نفت و دلار همراه شد. دلار در مسیر صعودی از 3100 تومان تا حوالی 3500 تومان افزایش یافت ولی نفت 110 دلاری به کمتر از 30 دلار رسید. مطابق نمودار کرولیشنبین شاخص کل و دلار در این دوره به رقم 0.69- می رسد و این عدد برای نفت و شاخص 0.85 می گردد. این بدان معناست که اثرات مثبت ناشی از رشد نرخ ارز به کلی محو گشته و شاخص کل در جهت عکس نرخ ارز و هم جهت با نفت در مسیر نزولی حرکت می کند و تا زمانی که در دی ماه 94( ابتدای سال 2016) نفت روند نزولی دارد، بورس هم محکوم به کاهش بوده است.

در آخرین دوره، از دی ماه 94 تا شهریور 95 بود که شاخص بورس در پی خبر قطعی شدن رفع تحریم های هسته ای مسیر صعودی به خود دید و این بار این خبر آنقدر مهم بود که روند شاخص در جهتی خلاف نفت خام و با همبستگی اندک و قابل اغماض 0.23 با دلار و صرفا به واسطه چشم انداز مثبت رفع تحریم ها روند صعودی را آغاز کرد مطابق آن تحول اساسی که در زمان انتخابات ریاست جمهوری شاهد آن بودیم. در این دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی نیز صورت گرفت اما تحرکات در بازار از زمان اجرای برجام دیده شد.

تحلیل فوق نشان داد بازار بورس به طور کامل اثرات نوسانات بلند مدت نفت را با ضریب همبستگی بالا پوشش می دهد ونسبت به نفت حساسیت بالایی دارد. بی شک آینده بلند مدت بورس عموما بر پایه عوامل سیستماتیکی خواهد بود که نفت در راس آن قرار خواهد داشت مگر آنکه دولت در مسیر خصوصی سازی و کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی قدم قابل توجه و عملی بردارد. چراکه همبستگی قوی بین بازار بورس و نفت به خوبی نشان می دهد بودجه 94 هم به نفت وابسته بوده که اثرات کاهش تا 30 دلار را در اقتصاد و بورس بدین گونه منعکس کرده است و رکود اقتصاد در نیمه نخست 95 هم بی ارتباط با سکون قیمت نفت نیست. در چنین شرایطی تحلیل بازار های جهانی و اتفاقات پیرامون نفت برای تحلیل بازار بورس از اهمیت بالایی برخوردار است

با فرض آنچه تا کنون اتفاق افتاده، همچنین نوسانات تعدیل شده دلار (با لحاظ تورم) فاکتور مهم دیگری ست که صرفا در زمان نوسان های غیر عادی این متغیر می تواند روند بلند مدت بازار سرمایه را با نوسانات شدید همراه کند.

تنها با فرض بهسازی اقتصادی ، آینده بلند مدت بازار بورس در گرو عوامل غیر سیستماتیک و درونی مانند درآمد شرکت ها و سودآوری در پی تحولات اقتصادی خواهد بود در غیر این صورت باید فاکتورهای اثر گذار سیستماتیک نظیر دلار، نفت و تحولات سیاسی را دنبال نمود و در بازه بلند مدت به دنبال موقعیت های مناسب برای سرمایه گذاری گشت. نباید فراموش کرد که سال 96 انتخابات ریاست جمهوری به عنوان یک عامل سیستماتیک اهمیت بالایی دارد ضمن آنکه برای نفت رشد به بالای 50 دلار می تواند چشم انداز مناسب تری برای دولت، اقتصاد و بازار بورس به همراه داشته باشد.